2,498 بازديد
وای … باز این چه شورش است!
ارسال شده در مورخه سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۳:۳۳استاد پرویز مشکاتیان درگذشت.
به همین سادگی. ![]()
در کمال ناباوری و بهت و حیرت همگان، در سن ۵۴ سالگی! لابد از دست بیداد زمانه؛
عشق و محبوب ما از پیشمان رفت.
یعنی چی؟
چرا هر چی خبره بده این روزها همش باید سر من خراب بشه. استاد پرویز همیشه سازش کوک بود جوری که وقتی ساز می زد دل آدمو زیر و رو می کرد.
آهای زمونه نامرد!
شد تو هم یک بار سازت کوک باشه باسه دل ما بزنی؟ باسه دلخوشی ما هم که شده یک بار خبر بد نیاری؟
نه انصافا شد؟ یک کم فکر کن…
بد جور دلم شکست.
![]()
حیف بود این آدم از دنیا بره. کسی که هیچ کس نمیتونه جایشو بگیره.
بدون شک یکی از بزرگترین آهنگسازها و نوازنده های چیره دست دوران معاصر پر کشید و رفت. آهنگسازی برای تمام قرن ها و هزاره ها. بعد از استاد پرویز اول (پرویز یاحقی) که چندی پیش درگذشت، استاد پرویز مشکاتیان یکی دیگر از معدود دردانه های روزگار ما بود که اون هم رفت.
کاش چند صد سال دیگه به دنیا می آمد. و برای مردم زمانه دیگری این آثار را ارائه می کرد.
آهنگساز قاصدک و سِرّ عشق و بیداد و دستان و نوا مرکب خوانی… از بین ما رفت.
سالها با این آثار زندگی کردم.
خصوصا قاصدک.
شاید بالای ۲۰۰۰ بار این شاهکار را گوش کردم. با همین یک آلبوم عاشق استاد شدم.
خبر بسیار دردناکی هست. استاد خالق آهنگ رزم مشترک، ما را با درد مشترک تنها گذاشت و رفت. گریه نمیدهد امان.
![]()
براتون تصنیف “هست شب” را از ساخته های این مرد بزرگ قرار میدم برای دانلود تا ببینید چه اعجوبه ای را از دست دادیم.
خدای من …
فلک با ما چرا این داستان رفت؟
چرا ماندی تو و مشکاتیان رفت؟
شکن سنتور را همچون دل ما
که بی او نغمه و ساز از میان رفت
بهار هرگز نیاید گو بدینجا
که در قلب هنر خار خزان رفت
چه خواهد بود موسیقی از این پس
کزین جادو، هنر را دودمان رفت
کسی کاو خالق بیـداد بودی
ز بیداد زمانه اینچنان رفت
خدا را با دگر عشاق می ساز
که شور و شوق جان عاشقان رفت
کجا خواهی زدن تیر جفا را
که از جور و جفای تو، نشان رفت
خدا را بس کن ای صوفی که در دهر
نمیرد آنکه نامش جاودان رفت
شعر از مهران نیک سیما (صوفی)























