1,876 بازديد

چگونه یک دامنه شخصی را به بلاگر متصل کنیم؟

ارسال شده در مورخه چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۱۵
در دسته :  اينترنت

اگر تمایلی به درج Blogspot.com در آدرس وبلاگ خود در Blogger ندارید، می‌توانید از دامنه شخصی دلخواه خود برای این منظور استفاده نمایید. بلاگر همچنان مانند قبل کلیه محتوای شما را میزبانی خواهد کرد، اما آدرس جدید در کلیه صفحات شما نمایش داده خواهد شد.

دامین شخصی روی بلاگر؛

برای این‌منظور ابتدا باید یک دامنه شخصی به ثبت برسانید (Domain Registration) که چند و چون چگونگی این کار در قسمت ثبت دامنه شخصی در اینترنت توضیح داده شده است .
سپس باید یک رکورد CNAME  ایجاد نمایید. CNAME بخشی از رکوردهای DNS می‌باشد که توسط آن می‌توان یک نام را به آدرس یک دامنه یا یک زیردامنه مرتبط ساخت. در این روش اگر کسی نام دامین شما را در مرورگرش وارد کند، به دامنه‌ یا زیردامنه‌ ای که شما مشخص کرده‌اید هدایت خواهد شد. این کار توسط ایجاد کردن رکورد CNAME قابل انجام است.

 به عنوان مثال اگر بخواهیم دامنه مستقل www.salehifarid.ir را به آدرس http://salehifarid.blogspot.com منتقل کنیم باید یک رکورد CNAME برای آن ایجاد کنیم و سپس این CNAME را به سمت ghs.google.com که نام سرور (Name Server) گوگل برای این‌کار است نشانه گیری نماییم. بعد از گذشت ۲۴ تا ۴۸ ساعت این قابلیت فعال شده و آدرس دامین مستقل وبلاگ شما برای همگان در شبکه جهانی اینترنت قابل دسترسی می‌باشد.

در فایل پی دی اف زیر چند و چون وصل دامین شخصی به بلاگر که بر گرفته از فصل هفتم کتاب «اینترنت در دستان شما» می باشد، آورده شده است که می توانید دانلود نمایید.

مطالعه ادامه مطلب …

  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • MySpace
  • FriendFeed
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis

1,894 بازديد

راهنمای کامل ثبت دامنه شخصی (دامین، Domain)

ارسال شده در مورخه پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۰
در دسته :  اينترنت

اولین گام برای برپاسازی وب ‌سایت مستقل در اینترنت، داشتن یک نام دامنه (Domain Name) می‌باشد که کاربران از طریق آن بتوانند وارد یک وب‌سایت شده و به محتوای آن دسترسی پیدا نمایند.
در فایل پی دی اف زیر که برگرفته از فصل یازدهم کتاب «اینترنت در دستان شما» می باشد، سعی می‌‌شود تا تمامی جوانب و حاشیه‌های ثبت دامنه مورد بررسی قرار گیرد تا افرادی که با این مفاهیم آشنایی کامل ندارند خودشان به تنهایی بتوانند تمامی کارهای لازم برای ثبت دامنه را انجام دهند.

مواردی نظیر:

 - دامنه (Domain Name) چیست؟
 - پسوند (Extension) چیست؟
 - پسوندهای عمومی‌ (gTLD)
 - پسوندهای ملی یا کشوری (ccTLD)
 - انتخاب نام دامنه
 - انتخاب نام دامنه بر اساس کلمه یا کلمات کلیدی
 - انتخاب نام دامنه به صورت Brand
 - یافتن اطلاعات مربوط به نام دامنه ها (Whois lookup)
 - یافتن نام های آزاد در سریع‌ترین زمان ممکن
 - جستجوی نام‌ها تحت پسوند Ir
 - ثبت دامنه (دامین، دومین، Domain)
 - منظور از Registrar چیست؟
 - کدام Registrar را برای ثبت دامنه انتخاب نماییم؟
 - نکات مهم در ثبت و نگهداری از دامنه
 - حفاظت از اطلاعات شخصی صاحب دامنه (Whois Protection ،Whois Guard ،Whois Privacy)
 - ثبت دامنه ملی IR. (ایرنیک)
 - ترفندی برای انتخاب کردن دامنه‌های جالب

سرفصل های مهم مطالب درون این بخش می باشند که می توانید دانلود نمایید.

مطالعه ادامه مطلب …

  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • MySpace
  • FriendFeed
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis

1,745 بازديد

شب یلدا در شهر اراک به روایت خودم

ارسال شده در مورخه یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۸

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

ایرانیان باستان این شب را شب تولد ایزد مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند. آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.

اکنون پس از هزاره ها این شما و این هم تصاویری از شب یلدا در شهر باستانی اراک!

مطالعه ادامه مطلب …

  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • MySpace
  • FriendFeed
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
برچسب ها : , ,

695 بازديد

توجه دکا تویه جانا صنم ؛ پیار هوتاهه دیوانا صنم

ارسال شده در مورخه جمعه ۲۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۴۸
در دسته :  موسيقي هندي

امروز بعد از ظهر خوابیده بودم که با شنیدن صدای یک آهنگ هندی کلی به وجد آمدم!

دوران دانشگاه یک دوست خوبی داشتم به نام محسن که هر وقت دلتنگ می شدیم می زد زیر آواز و کلی ترانه های جور واجور برای ما می خواند. یکی از هنرمندی های این آقا محسن ما -علاوه بر اینکه نوازنده خوبی هم بود- این بود که با صدای زیر آهنگ های هندی را چنان اجرا می کرد که محال بود از خنده روده بر نشی!

بعد از اینکه دانشگاه تمام شد و سرباز مربی سازمان آموزش فنی و حرفه ای اراک شدم، محل ماموریت من در سال ۸۱-۸۲ چند ماهی افتاد در شهر آشتیان.

با اینکه آشتیان دانشگاه آزاد نسبتا بزرگی داشت ولی از داشتن کافی نت بی بهره بود! بعد از چند ماهی که اونجا بودم زمزمه ای مبنی بر اینکه توی شهر یک کافی نت زدند به گوش رسید و من هم بی صبرانه رفتم که ببینم چه خبره!

یک مهندس نقشه کش ساختمان دو سه تا از کامپیوترهای مغازه اش را توسط خط Dial-Up وصل کرده بود به ISP گذرگاه جهانی، در شهر اراک و بدین ترتیب با یک هزینه بالایی می شد به اینترنت وصل شد و …!

صاحب این کافی نت! آدم خیلی باحالی بود و یک مدت کمی باهاش دوست شدم. یک روز به رسم یادگاری یک سی دی به من داد و گفت با آهنگ های این سی دی کلی حال می کنم و در آخرین سفری که به هندوستان داشتم این را تهیه کردم و اکنون اینو یادگاری از من داشته باش.

جای شما خالی!

مرکز آموزش فنی و حرفه ای آشتیان ۳-۲ کیلومتری از شهر آشتیان خارج بود و دور تا دورش هم بیابان. خلاصه اینکه این سی دی و مخصوصا آهنگ بسیار زیبای “توجه دکا تویه جانا صنم“، حسابی منو یاد خاطرات دانشگاه و آواز خواندن های زیبای آقا محسن می انداخت.

چند سالی از این ماجرا گذشت تا اینکه، هفته پیش نشسته بودم توی مغازه خودمون که یک نفر هندی وارد مغازه شد!

اول بلند گفت: سلام!

بعدش شروع کرد اشاره کردن به پوسترهایی که همراهش داشت و سه تا از انگشت هاشو هم مدام نشان می داد!

منظورش این بود که این پوسترها هر کدام قیمتش ۳ هزار تومانه، بیا و بخر! …

باهاش دست و پا شکسته انگلیسی صحبت کردم! (هر چه اون گفت من نفهمیدم و هر چی من گفتم اون نفهمید!!!)

می گفت کشور ما خیلی از هندوستان قشنگتره! و ویزای ۲۰ روزه گرفته و می خواهد به شهرهای بزرگ ایران بره و پوسترهایی که از هندوستان آورده را اینجا بفروشه!

من هم اومدم کلاس بگذارم که هندی بلدم صحبت کنم، برگشتم متن آهنگ “توجه دکا تویه جانا صنم” را تا اونجایی که بلد بودم براش خواندم!:

توجه دکا تویه جانا صنم | پیار هوتاهه دیوانا صنم

طرف پا گذاشت به فرار!!!

امروز بعد از ظهر، بعد از چند سال دوباره این آهنگ زیبا را شنیدم و کم مونده بود گریه ام بگیره!

گفتم خالی از لطف نیست بگردم این ترانه زیبا و متن آهنگش را پیدا کنم و باهاش یک پست تو وبلاگ هوا کنم! که نتیجه اش شد آنچه که ملاحظه می فرمایید!

توجه!:

دوران دانشجویی عجب عالمی داره!

یادش بخیر.

مطالعه ادامه مطلب …

  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • MySpace
  • FriendFeed
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis

537 بازديد

Wallpaper شماره ۱ «خلیج فارس؛ برای همیشه»

ارسال شده در مورخه پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۲۶
در دسته :  خليج فارس

این اولین Wallpaper طراحی شده برای پروژه «خلیج فارس برای همیشه» است که تقدیم دوستان و علاقه مندان می گردد. تمام سعی بر این است که با یاری طراحان خوش ذوق و چیره دست، طرح های زیبایی بر اساس موضوع خلیج فارس تهیه و آماده گردد. منتظر طرح های زیبای دیگری در این مجموعه باشید.


The Persian Gulf will remain Persian Gulf for ever

دانلود Wallpaper خلیج فارس؛ برای همیشه (۷۶۸*۱۲۰۴)

این Wallpaper توسط هنرمند گرامی جناب آقای «نوید رحیمی راد» جهت پروژه «خلیج فارس؛ برای همیشه» طراحی شده است.

در این پس زمینه زیبا، بر نام اصلی خلیج فارس تاکید شده و در آن مناطق اطراف که خارج از مرزهای ایران است خشک و بی روح و سرزمین پر گهر ما پر از لطافت و زیبایی ترسیم شده است.

در پایین پس زمینه نیز این جمله نقش بسته شده است:

«خلیج فارس برای همیشه خلیج فارس باقی می ماند.»

این نام دارای حق انحصاری می باشد و کلیه حقوق مادی و معنوی آن از ۱۰ هزار سال پیش از میلاد مسیح متعلق به ایرانیان می باشد.

The Persian Gulf will remain Persian Gulf for ever.
Copyright, all right reserved to Iranian; since 10000 years BC.

  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • MySpace
  • FriendFeed
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
برچسب ها :

593 بازديد

گه ترکم و گه هندو، گه رومی و گه زنگی

ارسال شده در مورخه سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۰۳

امروز ۲۶ آذرماه (۱۷ دسامبر) مصادف با هفتصد و سی و پنجمین سالروز درگذشت مولانا جلال الدین محمد بلخی، یکی از بزرگترین انسان های وارسته ای است که پس از مرگش نه تنها از یادها نرفت بلکه روز به روز هم بر میزان محبوبیت و شهرتش در جوامع انسانی افزوده شد. و این همه را مدیون صفات والایی چون وارستگی و انسانیت می باشد که امروزه حلقه مفقوده زندگی های اجتماعی ما شده است!

بدون شک تا آسمانها پا برجاست، فرهنگ و ادب پارسی مدیون اندیشه و شخصیت این عارف بزرگ و نامی ایران زمین خواهد بود.

مناسبت دیدم جهت بزرگداشت این اسطوره جاویدان فرهنگ و ادب پارسی، قطعه شعر بسیار زیبایی از حضرت مولانا را به دوستان گرامی تقدیم کنم.

مطالعه ادامه مطلب …

  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • MySpace
  • FriendFeed
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
برچسب ها : ,

760 بازديد

نویسندگی با اعمال شاقه؛ زمانی‌که وقاحت از حد بگذرد!

ارسال شده در مورخه پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۵

همان طور که قبلا اشاره کردم، سال ۸۶ برای خالی نبودن عریضه دومین کتاب در زمینه اینترنت با نام «اینترنت در دستان شما» را با این انگیزه که در نمایشگاه کتاب سال ۸۷ شرکت کند و آنجا برایش برنامه های تبلیغی زیادی را در نظر بگیرم نوشتم. اولین بد شانسی در مرحله گرفتن مجوز کتاب رخ داد و به دلیل طولانی شدن این پروسه، کتاب در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران -اردیبهشت ۸۷- نتوانست حضور پیدا کند. علی رغم اینکه ناشر کتاب، آنرا بدون مجوز چاپ کرده بود و تحویل من داده بود!

خلاصه برای اینکه مزه شرکت در نمایشگاه را چشیده باشم به پیشنهاد یکی از دوستان آن هم درست دو روز مانده به نمایشگاه الکامپ ۸۷ -آذرماه ۸۷- ترغیب شدم تا کتاب «اینترنت در دستان شما» را در نمایشگاه الکامپ ببریم تا ببینیم بازخورد آن چگونه است. تمام غرفه ها از قبل رزرو شده بودند و من چون دیر از این رخداد آگاه شده بودم چاره ای نداشتم جز اینکه بخواهم دست به دامان دیگر غرفه داران شوم تا بتوانیم جای کوچکی برای نمایش و عرضه کتاب پیدا کنیم.

به همراه یکی از دوستانم که عهد کرده بود برای عرضه کتاب مرا همراهی نماید و -عملا همه بارها را هم بر دوش خود کشید- دو روز اول نمایشگاه بیشتر غرفه ها را تک تک صحبت کردیم تا بخشی از فضای خود را به ما اجاره دهند و ما هم به آنها پول بدهیم و هم اینکه از امکانات رادیو نمایشگاه برای تبلیغات غرفه بهره بگیریم. هر یک به نوعی از این موضوع شانه خالی کردند.

بگذریم، اما چیزی که از همه برایم مسخره تر جلوه کرد این مورد بود:

بعد از ۲ روز جستجو، در ابتدای ورودی سالن ۴۰ یکی از غرفه داران که سی دی عرضه می کرد با کار ما موافقت کرد و گفت من راضی هستم و حرفی ندارم ولی باید بروی با مسئول اصلی غرفه صحبت کنی که در طبقه بالا در غرفه دیگر ما هستند. خلاصه رفتیم طبقه دوم و شخص مدیر این دو غرفه را پیدا کردیم. کتاب را از دست من گرفت و نگاهی به من و محمد -دوستم- انداخت و گفت می دونید چیه!؟

گفتم چیه؟

گفت: من هم ۸-۷ سال پیش مثل شما بودم. محصولی را برای عرضه آماده کرده بودم.

گفتم یعنی چی؟

گفت: اون موقع کسی به من کمک نکرد. من هم الان نمی توانم به شما کمک کنم!!!

طفلک نمیدونم توی چه دنیای مسخره ای زندگی می کرد که چنین تفکری را ریخت روی میز.

خلاصه گفتم دیگه بی خیال نمایشگاه الکامپ! نخواستیم.

از سالن ۴۰ که آمدیم بیرون به ناگاه غرفه یک آموزشگاه فنی و حرفه ای در محوطه باز نظرم را جلب کرد. گفتم این هم تیر آخر، رها کردیم و گرفت. گفتم همکار سابق شما در سازمان آموزش فنی و حرفه ای هستم و این کتاب را می خواهم در ۲ روز باقیمانده نمایشگاه عرضه کنم. که با استقبال مدیر آموزشگاه واقع شد و در نهایت توانستیم در ۲ روز باقیمانده نمایشگاه الکامپ، کتاب را محکی بزنیم و عملا سفارش های نسبتا خوبی را از ارگان ها، شرکت ها و آموزشگاه های مختلف برای آن دست و پا کنیم. 

حال بشنوید از داستان درگیری من در امر چاپ و پخش این کتاب

مطالعه ادامه مطلب …

  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • MySpace
  • FriendFeed
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
برچسب ها : ,